فهرست مطالب
کلیات:Error! Bookmark not defined.
الف-مقدمه2
ب-بیان مسئله4
ج-ضرورت و اهمیت موضوع4
د-اهداف کلی و جزئی5
و-سوالات تحقیق6
ه-فرضیه های تحقیق6
ی-تعریف مفاهیم7
فصل اول: واژه شناسی و تبیین مفاهیم کلیدی11
1-طرح موضوع12
1-1- تعریف حقوق بشردوستانه16
1-1-1- تعریف عرفی اسیر19
1-1-2- تعریف حقوقی اسیر21
1-1-3- تحول مفهوم حاکمیت دولت ها25
1-1-3-1- تعدیل عدم مداخله در امور داخلی دولت ها27
1-1-4- مبانی الزام آور قواعد نظام بین المللی حقوق بشر دوستانه29
1-1-4-1- عرف بین المللی29
1-1-4-2- کنوانسیون های بین المللی31
1-1-4-3- تشکیل کنفرانس جهانی حقوق بشر (1993)33
1-1-4-4- رابطه حقوق بین الملل بشردوستانه و حق اسرای جنگی34
1-1-4-4-1- تحول تاریخی و منابع حقوق بین الملل بشردوستانه35
1-1-4-4-2- جایگاه حقوق بشردوستانه در نظام حقوقی بین المللی معاصر37
1-1-4-5- نکات اشتراک حقوق بشر و حقوق بشردوستانه در رابطه با حقوق اسرای جنگی39
1-1-5- اسیر در جوامع مختلف و دیدگاه اسلام درباره اسیر40
1-1-5-1- دیدگاه اسلام درباره اسیر40
1-1-5-2- اسیر در جوامع اولیه تا قرون وسطی45
1-2- جمع بندی از مبانی نظری و عملی برای ساختن پشتوانه معتبر تحقیق47
فصل دوم: ارزیابی کلی حق عدم مراجعت اسرای جنگی به کشور متبوعشان53
طرح موضوع54
2-1- ارزیابی اسارت در جنگ های جهانی54
2-1-1- اسیران نظامی58
2-1-2- وضعیت اسیران پس از جنگ جهانی دوم68
2-2- اقسام رهایی اسیران70
2-2-1- مبادله اسیران73
2-2-2- فوت اسیران76
2-2-3- ضمانت یا قول اسیر78
2-2-4- فرار اسیران81
2-2-5- جراحت و بیماری شدید اسیران82
2-2-6- پایان مخاصمات فعال84
2-3- شواهد عینی از خاطرات اسیران جنگی ایران و عراق86
فصل سوم: بررسی حق عدم مراجعت اسرای جنگی به کشور متبوع شان از دیدگاه حقوق بین الملل87
طرح موضوع88
3-1- سیر تشکیل دیوان کیفری بین المللی و صلاحیت ذاتی آن88
3-1-1- حرکت جامعه جهانی جهت تشکیل دیوان کیفری بین المللی88
3-1-2- جرایمی که در صلاحیت دیوان است96
3-2- حقوق اسیران جنگی99
3-2-1- حمایت های کلی از اسیران و رفتار انسانی با آنان99
3-2-1-1- رفتار انسانی100
3-2-1-2- نفی اعمال تلافی جویانه و کسب اطلاعات و اخبار بدون رعایت اصول انسانی102
3-2-1-3- حقوق مذهبی و مصونیت اموال شخصی اسیران جنگی115
3-2-1-4- فرار اسیران118
3-2-2- تنبیهات جزایی و انتظامی اسیران119
3-2-2-1- تنبیهات انتظامی و جزایی اسیران جنگی119
3-2-2-2- شکایت اسیران جنگی به لحاظ کیفیت اسارت124
3-2-3- حمایت های بین المللی از اسیران جنگی125
3-2-3-1- کشور حامی126
3-2-3-2- کمیته بین المللی صلیب سرخ128
3-2-3-3- نماینده معتمد اسیران130
3-2-3-4- سازمانهای بین المللی بشر دوستانه با تمرکز بر کمیته بین المللی صلیب سرخ131
3-3- مهمترین رای در رابطه با موضوع132
3-3-1- بازگشت مستقیم به میهن و بستری شدن در کشور بی طرف134
3-3-2- آزادی و بازگشت اسیران جنگی در پایان مخاصمات138
نتیجه گیری140
منابع147

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

الف-مقدمه
انسان موجودی است جمع گرا و آمیخته از خواسته ها، علایق و غرائز که این خواسته ها و برتری جوئی ها به طور قهری باعث تصادم و تقابل می شود یا به عبارتی دیگر به جنگ منتهی می شود که این جنگ ها تبعاتی دارند منجمله اسیر شدن تعدادی از نیروهای متخاصم به دست طرف دیگر. انسان هائی که به این سرنوشت دچار شده یا می شوند بنا به تجربیات بشر از جنگ های گذشته، حقوقی برای آنان در نظر گرفته شده که حقوق زندانیان جنگی نامیده می شود. در عصر حاضر تحولی عمیق در مفهوم حاکمیت و مداخله دولت ها در امور داخلی حادث شده که مسئله زندانیان جنگی نیز از این امر مستثنی نمانده به طوری که یک سلسله قوانین، ‌مقررات و کنوانسیون های الزام آور بین المللی تنظیم گردیده که دولت ها بالاجبار باید از آن تبعیت نمایند در غیر این صورت با واکنش جامعه جهانی مواجه می گردند. بارزترین این قوانین و کنوانسیون ها حقوق بشر و حمایت از آزادی و تمامیت جسمی و معنوی افراد می باشد مجری این قوانین و مقررات و رسیدگی به جرائمی مانند نسل کشی، جنایات جنگی و… در حال حاضر در صلاحیت دیوان کیفری بین المللی است. با توجه به تحولات تاریخی و دگرگونی های گسترده حقوقی و قانونی که در زمینه های مختلف صورت گرفته، بحث اسیران جنگی و حقوق و تکالیف آن ها نیز پس از فراز و نشیب های تاریخی در سال های 1907، 1927، 1947، 1949 و 1982 به صورت گسترده و با حضور اکثریت کشور های دنیا تعریف، ‌وظائف، ‌حقوق و قوانین و مقررات ناظر بر اسیران جنگی… تدوین و لازم الاجرا گردید. هرچند در عمل و اجرای قوانین پیش گفته جامعه بشری بدلیل عدم داشتن ضمانت اجرائی کافی همچنین همکاری نکردن برخی دولت ها تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله زیادی دارد. لازم به ذکر است که در دین مبین اسلام بسیار پیشرفته تر، ‌انسانی تر به موضوع اسیران جنگی نگریسته شده و بر همه مسلمانان رفتار خوب و انسانی با اسیران جنگی را فرض و به نوعی واجب شمرده است. در تقسیم بندی های انجام شده در قوانین مختلف می توان اسیران را به طور کلی به الف – اسیران نظامی ب- اسیران غیر نظامی طبقه بندی نمود که هر کدام از این دوگروه با توجه به شرائط، نوع کار و… از حقوق، امتیازات و همچنین تکالیفی برخوردارند که برخی از آنان مشترک و تعدادی هم مختص گروه خودش می باشد. اسیران جنگی با توجه به قوانین و کنوانسیون های اشاره شده از حمایت کشور حامی (کشور ثالثی که حمایت از اسیران یک کشور از دو طرف درگیر را به عهده دارد) کمیته بین المللی صلیب سرخ، نماینده معتمد اسیران و سازمان های بین المللی انسانی و بشر دوستانه برخوردار می باشد که این چهار عامل با بهره گیری از قوانین، مقررات، ‌کنوانسیون ها و حمایت های دیوان کیفری بین المللی و صلیب سرخ جهانی نسبت به ایفاد حقوق اسیران جنگی اعم از زمان اسارت، زمان آزادی و حتی بعد از آزادی که هرکدام شرائط خاص خود را دارند اقدام می نمایند. به دلیل این که در حین اسارت مشخص ممکن است که مجروح شده یا به امراض گوناگون مبتلا شود یا در زمان آزادی شرائط جسمانی مساعدی نداشته باشد، در خواست پناهندگی از کشور ثالثی بنماید و یا تمامیت جسمانی و شخصیتی وی بعد از اسارت و در هنگام بازگشت به کشور متبوعه تهدید گردد حامیان ذکر شده به حمایت از اسیر می پردازند. لیکن با تمام این پیش بینی ها کنوانسیون ها بخصوص کنوانسیون 1949 از ضمانت اجرائی کافی برخوردار نبوده و نارسائی هائی دارد چرا که اجرای قوانین موصوف منوط به قبول و پذیرش دارنده اسیر می باشد یعنی قدرت اجباری لازم بر روی حاکم نیست همچنین موافقت نامه در صورتی قابل اجرا است که متخاصمان همگی از اعضای معاهده باشند. ضمن این که برخی از مواد تصویبی به صورت قریب و محجور باقی مانده و قابل اجرا نمی باشد مانند ضمانت یا قول اسیر در رهائی او از اسارت و… یا حقوق ژنو دول ضعیف را از اعمال تلافی جویانه به دلیل تلفات نظامی از طریق تهدید به بد رفتاری با سربازان و غیر نظامیان دشمن باز می دارد مثلاً تهدید عراق به بد رفتاری با غیر نظامیان و اسراء نیروهای ائتلاف که نهایتاً پس از محکومیت شدید بین المللی کنار گذاشته شد در نتیجه می توان گفت که جنگ، ‌تجاوز، خشونت،‌ قتل و غارت و بهره کشی از انسان ها واژه هائی هستند که در هیچ برهه ای از تاریخ حیات بشری محجور نبوده و زندگی جامعه بشری با این واژه به ویژه جنگ و اسرای جنگی اجین بوده است. اما قرن نوزدهم را می توان قرن تحول در ا مور حمایت از حقوق انسان ها به ویژه اسیران جنگی برشمرد. در واقع این قرن را می توان به مثابه خورشیدی گرم در زمستان سرد بشر در این زمینه توصیف نمود. هرچند که این خورشید به دلائل گوناگون گاهاً در پس ابرهای تیره و تار محصور و پنهان می ماند. در خصوص موضوع نیز پیشنهاد امنیت که بایستی تدابیر لازم از جنبه حقوقی و اجرائی در جهت رفع موارد نقص عمده کنوانسیون های ژنو که همانا نداشتن ضمانت اجرائی و نیروی مشخص بین المللی جهت وادار نمودن خاطیان از رعایت قوانین و مقررات همچنین مشروط بودن کار و عملیات صلیب سرخ جهانی در رسیدگی به امور اسراء به پذیرش و حسن نیت کشور متخاصم را مرتفع نمود که در آن صورت جامعه بشری می تواند امیدوار شود که در این زمینه نیز همانند سایر زمینه ها به پیشرفت های شگرفی نائل آید.
ب-بیان مسئله
جنگ را می توان یک واقعه بین المللی یا نبرد مسلحانه بین دولتها نامیده (تعریف اسرای جنگی)…
ماده 118 کنوانسیون 1949 ژنو (در خصوص رفتار با اسرای جنگی) مقرر می دارد که با پایان درگیری های فعال اسرای جنگی بدون تأخیر آزاد شده و به وطن شان برگردانده خواهند شد. کشور اسیر کننده تعهد دارد اسیر را به کشور متبوع خود اعاده کند و اسیر حق روشنی دارد تا به وطن خود برگردانده شود. ملاحظه می کنیم که برای اسیری که مایل به برگشت به وطن خود نیست هیچ گونه حقی برای برگردانده نشدن به کشور متبوع او پیش بینی نشده است. این مسئله و عدم نص قانون جنبه ی مجهول قضیه است.
ج-ضرورت و اهمیت موضوع
با افزایش روزافزون درگیری ها و مخاصمات (چه بین الملل و چه داخلی و چه درگیری هایی که به حد این دو نمی رسند) موضوع اسیران جنگی (Pows) اهمیت دو چندان یافته اند و دیگر موضوع اسرای جنگی محدود به درگیری های بین الملل، درگیری هایی که دولت های طرف های متخاصم هستند، نیم می شود، لذا به عنوان یک مسئله حقوق بشری و خصوصاً یک مسئله حقوق بشر دوستانه بین المللی وضعیت کسانی که در جنگ و درگیری به اسارت طرف مقابل درآمده اند باید به موقع تعیین گردد و اسراء با پایان یافتن درگیری به وطن خود برگردانند بی آنکه نیازی به انعقاد پیمان صلح در این مورد باشد. ملاحظه می کنیم که فواید علمی این موضوع بسیار برجسته و مبتلا به می باشد.
به لحاظ نظری نیز اختلاف نظرها زیاد است و از همه اختلافی تر امنیت که آیا اسیر می تواند گزینه ی اقامت در کشور یا سرزمین اسیر کننده و یا انتقال به هر جای دیگر غیر از کشور و سرزمین دولت متبوع خود را برگزیند و در نتیجه به کشور یا سرزمین خود برنگردد و نصیّ در این مورد وجود ندارد و هر چه در این زمینه است استدلال در برابر نصّ مخالف می باشد. یعنی ماده 118 کنوانسیون سوم 1949 ژنو برای چنین اسیری هیچگونه حقی به شرح فوق پیش بینی نمی کند. با توجه به کاستی و نارسایی هایی که در این موضوع است در این پایان نامه سعی خواهد شد که استدلال هایی مستحکم و مخالف با نقش مذکور ارائه شود.
د-اهداف کلی و جزئی
اعطای حق عدم مراجعت اسیر جنگی به کشور متبوع خود و هدف از این پایان نامه تدوین اثر ماندگاری است که هم جنبه های نظری و هم جنبه های عملی را مدنظر قرار دهد. خصوصاً با توجه به این که در این مورد نوشته ای (کتاب، پایان نامه، مقاله) موجود نیست هدف پایان نامه این است که برای اسرای جنگی چنین حقی قائل شود.
همانطوری که قبلاً اشاره شد، شیوه درگیری های مسلحانه، میدان های جنگ و به اسارت گرفتن نیروهای متقابل از سوی طرفین ایجاب می کند که دپارتمان های نظامی، دولت ها، محاکم بین المللی و طرف های درگیری آگاهی لازم را در هنگام برخورد با این موضوع داشته باشند.

و-سوالات تحقیق
با توجه به تحولات چشمگیری حقوق بین الملل و شرایط زمانی تصویب کنوانسیون های ژنو (در زمان پایان جنگ جهانی دوم) چند سوال نسبت به اسرای جنگی پیش می آید.
1-آیا اسیر جنگی حق عدم مراجعه به کشور متبوع خود را دارد؟
2-دولت متبوع اسیر جنگی چه حقی دارد؟
3-آیا دولت ها باید تبعه یا شهروند خود را که به اسارت طرف متخاصم درآمده بود وادار به برگشت به کشور متبوع اسیر نماید؟
4-چه تصمیمات و ضمانت های اجرایی برای حقوق فرضی اسیر وجود دارد؟
ه-فرضیه های تحقیق
ماحصل حقوق بین الملل معاصر حق های فردی1 هستند که در قالب میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و نیز سایر کنوانسیون های خاص حقوق بشری، صورتی حقوقی یافته اند که از آنها (حق انسان به تنها شدن) را می توان نتیجه گرفت و بویژه در ماه 18 میثاق به ظهور رسیده است در پرتو این حق می تواند (حقوق انسان را بر حقوق دولت مقدم دانست و این مسئله ی مبهم را حل نمود. از دیرباز، دولت ها همچون بازیگران عمده جامعه بین المللی و سیستم حقوق بین المللی، براساس حکمیت مطلق عمل می کردند و شخص انسان معنا و مفهوم نداشت مگر “در قالب تبعیت” و وابسته دولت بودن و لذا در صورت نقض حقوقی انسان اتباع دولت ها، این دولت بود که در صورت صلاحدید بعنوان قربانی مطرح می شد و توانست ادعای ضرر و زیان و جبران داشته باشد یا نه. در پرتو شناسایی بین المللی حقوق بشری، انسان در مرتبتی فراتر از دولت ها در عالم حقوق قرار می گیرد و فرضیه های زیر مطرح می شود. در پرتو اصل بقای اصل انسان که بر بقای دولت ها (در صورت تعارض) مقدم است می توان در جهت درستی این فرضیه ها کار کرد.
سوال اصلی: اسیر حق دارد در کشوری که اسیر شده بماند و به کشور متبوع خود رجوع نکند.
سوالات فرعی:
1-دولت متبوع اسیر جنگی حقوقی برای اسیر جنگی قائل است.
2-دولت ها نباید تبعه یا شهروند خود را به اسارت طرف متخاصم درآمده بود وادار به برگشت به کشور متبوع خود نمایند.
3-تصمیمات و ضمانت های اجرایی برای حق فرعی اسیر نیز وجود دارد.
ی-تعریف مفاهیم
اسیر: فقها در تعریف اسیر در فقه و مکتب اسلامی می‌گویند: “هم الرجال المقاتلون من الکفار اذا ظفر المسلمون باسرهم احیاء”؛ با استفاده از این تعریف، اسیر به مردان جنگجویی از کفار گفته می‌شود که بعد از پیروزی مسلمانان، زنده به اسارت در می‌آیند. بنابراین، غیرجنگجویان از این تعریف خارجند هم‌چنان‌که امیرالمومنین علی علیه‌السلام می‌فرمایند: “لا تقاتلن الامن قاتلک”؛ یعنی “تنها با کسی که با تو می‌جنگد بجنگ” بنابراین غیر نظامیان از شمول عنوان “اسیر جنگی” خارج می‌شوند. هر چند اغلب مردان در جنگ‌ها حاضر می‌شوند، اما اگر زنی نیز به عنوان رزمنده و جنگجو در میدان نبرد مشارکت کند، مشمول عنوان اسیر می‌شود، ولی اصل اولیه عدم “مبارز” بودن زنان است. بنابراین آنچه ملاک عمل قرار می‌گیرد، عنوان “مبارزه” است و جنسیت نقشی در این مورد نداشته و حداکثر آن است که جنبه‌های حمایتی از زنان در دوران اسارت بیشتر است. کودکان، زنان، راهبان، بیماران، نامه‌رسانان، دیوانگان و نابینایان به شرطی که عملا و مباشرتا در جنگ مشارکت نداشته باشند، از جمله “غیرمقاتلین” محسوب می‌شوند و نمی‌توان آنها را به عنوان اسیر جنگی گرفت. ماده 4 کنوانسیون سوم مصادیق اسیر جنگی را ذکر کرده است و ملاک آن بسیار شبیه به آموزه‌های اسلامی است: اعضای نیروهای مسلح، اعضای چریک و دسته‌های داوطلب که جزو نیروهای مسلح مزبور باشند، اعضای نظامی کارکنان هواپیماهای جنگی، خبرنگاران جنگی و…
جنگ: این جمله که تعریف پدیده‌های علمی از مشکل‌ترین امور می‌باشد، در ظاهر منسوب به ارسطو است و چون اختلاف آرا و عقاید در علوم انسانی امری بدیهی است. پس هر دیدگاه به نوعی تعریفی ارائه می‌نماید. در تعاریف جنگ نیز آرای زیادی دیده می‌شود.
تعریف جنگ از دیدگاه جامعه شناسان:
کنشهای متقابل اجتماعی: کنشهای متقابل اجتماعی از ارتباطات متقابل اجتماعی دو یا چند تن از افراد بشر پدیدار می‌گردد که بر دو نوعند.
کنشهای متقابل پیوسته: کنشها به عنوان همکاری، همانند گردی تعبیر می‌شود.
کنشهای متقابل ناپیوسته: این نوع کنشها به رقابت، سبقت، ستیز و کشمکش منجر می‌شوند. بنابراین جنگ ستیزه خشن منظمی است که بین دو یا چند اجتماع مستقل اتفاق می‌افتد.
گاستون بوتول: جنگ مبارزه مسلحانه و خونین بین گروههای سازمان یافته است.
عقیده دورکهیم: جنگ یک پدیده اجتماعی است. چون آفریننده تاریخ است و در عین این که تمدن می‌سازد، تمدن را از بین می‌برد. به بیان دیگر جنگ مرزی است که مراحل مهم حوادث تاریخ را از هم جدا می‌کند.
عقیده وبر: وبر بر خلاف برخی از جامعه شناسان معتقد است که جوامع همواره مجموعه‌ای هماهنگ نیستند و برای رسیدن به نظم و هماهنگی ناگزیر از نبرد و درگیری می‌باشند. وی نبرد را یک رابطه اجتماعی بنیادی می‌انگارد. رابطه اجتماعی نبرد به گونه‌ای است که از طریق تحمیل اراده یکی از دو طرف درگیر بر طرف دیگر ایجاد می‌گردد. او مبارزه را در همه جا و در تمام صحنه‌های زندگی اجتماعی می‌دید. اما حق تقدم را به سیاست خارجی ‌داده و وحدت ملی را وجه نظر خود قرار می‌داد. او اعتقاد داشت که سیاست قدرت بین ملتها، که جنگها مظهر و نمود ظاهری آنها می‌باشد، به منزله بازمانده حقایق سپری شده گذشته نیستند. بلکه شکلی از مبارزه برای بقا در بین طبقات و ملتها می‌باشند.
تعریف جنگ از دیدگاه مردم شناسان: از نظر آنها جنگ بین کلیه اقوام ابتدایی و در همه نقاط وجود داشته است و به منزله ابزاری برای حفظ استقلال اجتماعات کوچک، علیه دشمنان به منظور اظهار قدرت سیاسی یا برتری و سلطه بر دیگران بکار رفته‌است.
تعریف جنگ از دیدگاه فلاسفه یونان: بطور کلی فلاسفه یونانی اعم از هراکلتیوس و افلاطون و ارسطو، جنگ را ابزار مشیت الهی تلقی می‌کردند. بین بندگان و بردگان تفاوت ماهوی قائل بودند. دولت شهر را قبل از هر چیز سازمانی دفاعی و دژی جمعی می‌پنداشتند و جنگ را در راه حفظ حد و مرز آن امری ضروری و حتمی می‌شمردند.
عقیده ابن خلدون درباره جنگ: ابن خلدون رابطه انسان با انسان را با توجه به تجاوزگری ذاتی انسان تبیین می‌کند. به نظر وی خوی تجاوزگری تهدیدی برای اصل نظام تعاون و معیشت انسان است.
عقیده خواجه نصرالدین طوسی: خواجه نصرالدین طوسی عقیده دارد، همه انسانها علاقمند به زندگی راحت و بی دغدغه هستند. ولی امکانات موجود جوامع محدود است. بنابراین جنگ و درگیریها، ناشی از همین ارضای غرایز و نفسانیات بشری است. بروز چنین شرایطی در جوامع به آنجا می‌انجامد که تنازع بقا و جنگ به اعماق جامعه کشیده شده و نسل آدمی در معرض انهدام و انقراض قرار می‌گیرد.
اسیر جنگی: اعضای نیروهای مسلح یکی از دو طرف درگیر، اعضای دسته‌های چریک و داوطلب که جزء نیروهای مسلح باشند، سایر چریک‌ها و نهضت‌های مقاومت متعلق به یک طرف دیگر ـ البته با داشتن یک سری شرایط ـ، اعضای نیروهای مسلح منظم که خود را وابسته به دولت یا وابسته به مقامی معرفی می‌نمایند که از طرف دولت دیگر به رسمیت شناخته شده باشد، کسانی که همراه نیروهای مسلح هستند بدون آنکه مستقیماً جزء آنها به شمار آیند، مانند اعضای غیرنظامی کارکنان هواپیمای جنگی یا خبرنگاران جنگی البته به شرط اینکه برای این همراهی از نیروهای مسلح مجوز داشته باشند، کارکنان نیروهای دریایی بازرگانی دو طرف درگیر که نتوانند از معاهده دیگر شرایط بهتری به دست آورند، اهالی مناطق اشغال شده که هنگام نزدیک شدن دشمن علناً دست به اسلحه برده و البته قوانین جنگی را نیز به رسمیت می‌شناسند. علاوه بر اینها کارکنان بهداری و متصدیان امور مذهبی یگان‌های نظامی هر چند جزء اسیران جنگی به شمار نمی‌روند ولی کلیه امتیازات آنها را خواهند داشت.
کشور متبوع: متبوع “واژه ای عربی و اسم مفعول و به معنای “پیروی شده” یا “تبعیت شده و اطاعت شده” در برابر “تابع” است که همراه کلمه هایی چون: اداره، وزارت، دولت، کشور و ریاست به کار می رود، نظیر: اداره متبوع، وزارت متبوع، کشور متبوع، ریاست متبوع و غیره. بدیهی است املای این کلمه نباید با واژه “مطبوع” (دلپسند) اشتباه شود.” در انگلیسی در این موارد از واژه “respective” استفاده می شود. مثلا: We will submit the documents to your respective representative. respective معنای “متبوع” که در بالا تعریف شد را کاملا نمی رساند. respective به معنی “مربوطه” یا “منسوب” هست. به طور کلی کشور متبوع، یعنی کشوری که فرد تابعیت آنجا را دارد.

فصل اول
“واژه شناسی و تبیین مفاهیم کلیدی”

1-طرح موضوع
انسان موجودی است آمیخته از خواسته ها و علایق و غرایز که این خواسته ها و نیازها گاه در قالب خودش یا در جامعه های کوچک مثل نهاد خانواده و زمانی در کالبدی بزرگ تر یعنی اجتماع هویدا می‌شود. یکی از غرایز نوع بشر خودخواهی و نفع پرستی اوست چرا که قرآن کریم می فرماید (خلق الانسان هلوا) یعنی انسان حریص آفریده شده است. این حس برتری جویی و استیلا به‌ طور قهری موجب تصادم و تقابل خواهد شد. برخی موارد با تعامل حل و فصل شده و تعدادی نیز به خصومت و تصادم کشانده می شود. از آغاز حیات بشری تاکنون موارد عدیده ای از برخوردهای خشن و خونین بین انسان‌ها به صورت تن به تن، گروهی، قبیله ای و یا تجمع خیلی گسترده تر و در قالب کشورها ثبت و ضبط گردیده است، هر چند تعداد بسیاری از درگیری‌ها نیز به علل گوناگون از دسترس پژوهندگان علم و مورخین ریز بین دورمانده است. به طبع هنگامی که منافع دوشخص یا گروه و…. در مقابل یک‌دیگر قرار گیرد و موضوع با گفتمان حل نشود طرفین به قوای قهری و زور متوسل می‌گردند و با تمام امکانات سعی در کنار زدن، مرعوب نمودن و منکوب کردن حریف را دارند. از بعد فطری، اخلاقی و انسانی جنگ، کشتار، خونریزی ظلم و بهره کشی از دیگران مذموم و ناپسند بوده و همه ادیان، مسالک و طینت هـای پاکی انسانی آن‌هـا را طرد و محکوم می‌کند لیکن همین امر مذموم و قبیح (جنگ و بهره‌کشی) گاهی بواسطه احقاق حق در راستای اجرای حق یا بوجود می آید. صرف‌نظر از انگیره قتل و استثمار و بهره کشی، انسان موضوع، محمول و عامل این واقعیت انکارناپذیر و گریبانگیر دنیای امروز بشری می‌باشد.
انسان عامل و موجودی است که جنبه ها و آثار گوناگونی داشته و در هر مورد همواره موضوع مطالعات، کنکاش و در حیطه‌ی مقررات ویژه ای قرار گرفته است گاهی عامل، باعث و بانی کارهای خیر و زمانی هم سبب و عامل اعمال و کارهای شر و ناپسند بوده و خواهد بود. اوست که با داشتن شعور، بینش، عقل و کارآیی می تواند تحولات عظیم در درون خود بوجود آورده و در محیط بیرونی خویش هم با افعال مثبت و منفی خود تاثیرات شگرفی داشته باشد. یکی از سقوق و نمودهای زندگی انسان جنگ است و هرکس در این حرکت شرکت کند یکی از چهار وضعیت، سالم، کشته، مجروح و یا اسیر را خواهد داشت.
مهمترین ویژگی اسیر محدودیت و سلب اختیار اوست یعنی شرایط ویژه و خاصی است که بر او اعمال می‌شود و بهمین لحاظ محدودیت، نداشتن آزادی و در اختیار غیر بودن بیش از افراد دیگر در معرض تعرض، آزار و اذیت قرار دارد و تضییع حق او خیلی راحت‌تر انجام می‌شود لذا به جهت همین شرایط و وضعیت می‌بایست مورد حمایت و توجه قانونی و عاطفی مجامع جهانی و قوانین و مقررات عمومی بشر قرار گیرد. با توجه به گزارش‌ها، کنفرانس‌ها و آمارهای ارایه شده در سطح بین المللی گویای این امر است که اقدامات و اعمال خلاف شئونات انسانی علیه اسیران در اکثر نقاط دنیا و حتی کشورهایی که از لحاظ تشکیلات و سازمان دولتی و اجتماعی دارای پیشرفته ترین و متمدن ترین تشکیلاتند مشاهده شده است.
با بروز تحولات دهه های اخیر و پیشرفت شگرف بشریت در ابعاد مختلف زندگی و ظهور عقاید و مفاهیم تازه در زندگـی جهانیان لزوم گسترش و بسط ابعادی کـه در برگیرنده حقوق اسـرا هستند بیشتر احساس می شود بالاخص آن که در طول دهه های اخیر، شواهد زیاد و اسناد تکان دهنده ی بسیاری دال بر نقض حقوق اسیران در سرزمین ها و نقاط جنگی دنیا، و کشورهای دارای اسیر بدست آمده که این نقض حقوق حاکی و بیانگر وضع اسفناک و رنج آور تعداد کثیری از اسیران در جهان متمدن امروزه می‌باشد لذا باید گفت که در همین قرن 21 هزاران انسان در سرتاسر جهان در اثر عامل ویرانگر جنگ اسیر و از آزادی‌های طبیعی محروم و در شرایط دشوار و سخت زندگی می کنند به طوری که حتی از حقوق اولیه انسانی محروم شده و قربانی سوء استفاده های گوناگون سیاسی، داد و ستدهای دیپلماسی و جنگ های تبلیغاتی و روانی قرار گرفته‌اند با توجه به این ‌که اسیران بدون حمایت و کمک جوامع بین المللی، سازمان های بشر دوستانه و پشتیبانی حقوقی با قوائد الزام آور از آسیب و تضییع حقوق و مصون و محفوظ نخواهند بود لذا این خصوصیت و ویژگی آسیب پذیری اسرا منشا تدوین قواعد و مقررات بسیاری در حقوق مکتوب و غیر مکتوب کشورهای دنیا شده و جامعه جهانی،‌ اندیشمندان و نخبگان سعی مضاعف و تلاش بیشتر و بهتری نسبت به زمان های گذشته دارند تا به وسیله مقررات کامل و جامع، تضمین سلامتی، رعایت حقوق، حفاظت جانی و تمامیت معنوی اسیر را در کشور اسیر کننده تامین نمایند. روند تفکرات اصلاحی و حمایتی از اسیران در طول تاریخ مستمر بوده و در هر زمان با توجه به موقعیت و شرایط نمود خاص خود را داشته است. ایده و تفکر تاسیس یک تشکل و سازمان منسجم و فراگیر تحت تاثیر صحنه های رقـت بـار جـنگ ولفرنیو اولین بار توسط “هانری دونان”2 سوئیسی با اندیشه تاسیس صلیب سرخ جهانی مطرح و به جهانیان عرضه شود.3
در سایه این همت و فکر والا سرانجام در سال 1862 میلادی تعدادی از کشورهای جهان مقاوله‌ نامه ژنو را به منظور حمایت و کمک به آسیب دیدگان از جنگ تصویب نمودند و به این ترتیب پایه و مبنای تاسیس صلیب سرخ جهانی و همچنین تشکیلات ملی و میهنی با نام صلیب سرخ را در سایر کشورهای جهان پایه گذاری گردید.
این حرکت و بنیاد تازه جهش و مبنای خوبی بود تا در طول زمان نواقص آن مشخص و نقاط قوتش تکمیل و منجر به آنچه که خواست جامعه جهانی و افکار عمومی مردم جهان است بشود به دلیل این که حقوق جنگ و افراد دیگر در آن از شکل و حالت عرفی که مدت زیادی سایه بر جنگ‌ها داشت خارج شده و بتدریج بخش‌هایی از آن به یک حقوق مدرن تبدیل گردید.
شاید به جرات بتوان گفت عناصر اصلی حقوق موضوعه مرتبط با حقوق مدون جنگ عبارتند از: اعلامیه پاریس 16 آوریل 1856 راجع به جنگ دریایی، اعلامیه سن پترزبورگ مورخ 29 نوامبر 1868، معاهدات لاهه مورخ 29 ژوئیه 1907، پروتکل ژنو مورخ 17 ژوئن 1925 راجع به ممنوعیت جنگ شیمیایی، پروتکل لندن مورخ 6 نوامبر 1936راجع به بکارگیری زیردریایی، معاهدات ژنو مورخ 22 اوت 1864 متن پیش نویس 1874 بروکسل، کنوانسیون های 1899 و 1907 لاهه، 6 ژوییه 1906موافقتنامه های ویژه میان متخاصمین در 1917 و 1918 در برن سوئیس، کنوانسیون 27 ژوییه 1929 و کنوانسیون 8 دسامبر 1949 در زمینه حقوق اسرای جنگی ژنو همگی نشان دهنده نقاط عطف در تحول حقوق جنگ و انسان های درگیر در آن به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بوده اند. هم چنین باید توافق نامه های دو جانبه منعقده بین دول متخاصم درجریان جنگ جهانی اول را ذکر نمود. این نوع توافق نامه ها معمولا در یک شهر و در یک کشور بی طرف (اغلب لاهه ویا برن سوئیس) منعقد می شده است به عنوان مثال می توان از توافق نامه های بین انگلستان و ترکیه در 28 دسامبر 1917، توافقات بین انگلستان و آلمان در 2 ژوئیه 1917 و در 14 ژوئیه 1918 توافق نامه بین فرانسه و آلمان در 28 آوریل 1918 و معاهده ی بین آلمان و آمریکا در 11 نوامبر 1918 و قراردادهای دوجانبه یا چند جانبه ای که دردهه های اخیر بین دول متخاصم و یا در سطح جهانی و با شرکت اکثریت کشورهای جهان منعقد و امضا گردیده است.
با توجه و دقت به سوابق تقنینی موضوع جنگ و افراد شرکت کننده در آن مشاهده می شود که حرکت جامعه جهانی و سیر افکار عمومی مردم دنیا به سوی ترقی و تعالی و نزدیکی فرهنگ ملت ها رشد و تکامل داشته و هرروزه جهانیان و زمامداران سیاسی سعی و تلاش می نمایند که از بروز جنگ ها و درگیری های خونین و ویرانگر کاسته و در عین حال خود را ملزم به رعایت حقوق انسانی و اخلاقی در مخاصمات نمایند و از سوی دیگر تلاش و جدیت دارند که اختلافات و مسایل فیمابین را از طریق نشست ها و گفت و گوها و به صورت مسالمت آمیز حل و فصل نمایند. شاهد این مدعا، طرح گفت وگوی تمدن‌ها از سوی ریاست محترم جمهوری اسلامی جناب آقای سید محمدخاتمی در سال 1999 میلادی و تصویب و تایید آن در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و انتخاب سال 2001 م به عنوان سال گفت وگوی تمدن ها می باشد.


پاسخ دهید